راننده گفت چون راه خیلی باریک بود بوق زدم که کنار بایستد تا بتوانم با ماشین رد شوم. در حالی که سطل آب دستش بود و جارو را در هوا تکان می داد، گفت پولدارها را اگر کار نداشته باشید ...